عصرآباد روستایی رو به ویرانی

این نوشته ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ در سایت برساد منتشر شده بود. در ایام نوروز امسال بار دیگر از این روستا بازدید کردم. جا دارد تا متن جدیدی بنویسم ولی حوصله ندارم!!
عصر آباد، دهی خشک و خالی از سکنه که در روزگاری نه چندان دور، نزدیک به ۵۰ خانوار در آن زندگی می کردند.
عصر آباد ، دهی که زندگی اش را با از دست دادن زندگی قنات هایش، ازدست داد.
قنات هایی که زندگی اشان را با زندگی یافتن چاه عمیقی از دست دادند.

ادامه خواندن عصرآباد روستایی رو به ویرانی

چرا به مانتره آمدم (۲)

همانگونه که در قسمت قبل آمد. این گزارش برای فهمیدن چرایی اهمیت مانتره از دید تعدادی از شرکت کنندگان و برگزار کنندگان آن می پردازد. ادامه گزارش دیروز به پیوست آمده است.  ادامه خواندن چرا به مانتره آمدم (۲)

چرا به مانتره آمدم (۱)

هر سال تابستان برنامه ای توسط کانون دانشجویان زرتشتی برگزار می شود که شاید یکی از مدرنترین برنامه های دینی جامعه زرتشتی باشد. مانتره. با آنکه بسیاری از تعداد اندک بازدیدکنندگان آن نالانند ولی گروهی نیز برای بازدید از مانتره وقت می گذارند و به این همایش می آیند. این گزارش از دید شرکت کنندگان و بازدیدکنندگان در مورد  اهمیت مانتره از دید آنان می پردازد. خودم موقعی که این گزارش را تهیه می کردم، نیز پاسخ های برخی برایم بسیار جذاب آمد. خواندن آن شاید بتواند نشان دهد که چنین برنامه هایی چه اهمیتی برای بچه ها و جامعه زرتشتی دارد. ادامه خواندن چرا به مانتره آمدم (۱)