عصرآباد روستایی رو به ویرانی

این نوشته ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ در سایت برساد منتشر شده بود. در ایام نوروز امسال بار دیگر از این روستا بازدید کردم. جا دارد تا متن جدیدی بنویسم ولی حوصله ندارم!!
عصر آباد، دهی خشک و خالی از سکنه که در روزگاری نه چندان دور، نزدیک به ۵۰ خانوار در آن زندگی می کردند.
عصر آباد ، دهی که زندگی اش را با از دست دادن زندگی قنات هایش، ازدست داد.
قنات هایی که زندگی اشان را با زندگی یافتن چاه عمیقی از دست دادند.

ادامه خواندن عصرآباد روستایی رو به ویرانی

چرا به مانتره آمدم (۲)

همانگونه که در قسمت قبل آمد. این گزارش برای فهمیدن چرایی اهمیت مانتره از دید تعدادی از شرکت کنندگان و برگزار کنندگان آن می پردازد. ادامه گزارش دیروز به پیوست آمده است.  ادامه خواندن چرا به مانتره آمدم (۲)

چرا به مانتره آمدم (۱)

هر سال تابستان برنامه ای توسط کانون دانشجویان زرتشتی برگزار می شود که شاید یکی از مدرنترین برنامه های دینی جامعه زرتشتی باشد. مانتره. با آنکه بسیاری از تعداد اندک بازدیدکنندگان آن نالانند ولی گروهی نیز برای بازدید از مانتره وقت می گذارند و به این همایش می آیند. این گزارش از دید شرکت کنندگان و بازدیدکنندگان در مورد  اهمیت مانتره از دید آنان می پردازد. خودم موقعی که این گزارش را تهیه می کردم، نیز پاسخ های برخی برایم بسیار جذاب آمد. خواندن آن شاید بتواند نشان دهد که چنین برنامه هایی چه اهمیتی برای بچه ها و جامعه زرتشتی دارد. ادامه خواندن چرا به مانتره آمدم (۱)

انجمن زرتشتیان تهران(۲)

در قسمت قبل، تاریخچه­ای از انجمن و ساختار آن مطرح شد. در این نوشته به این موضوع می­پردازیم که مشکلات فعلی انجمن چیست و الویتهای گردش آینده انجمن چه باید باشد؟

تغییر ساختار انجمن

ساختار انجمن زرتشتیان تهران در ۳ دهه اخیر تفاوت چندانی نکرده است. می­توان انجمن را به ۳ بخش متفاوت تقسیم کرد. هیات مدیره، دبیرخانه و موسسات وابسته(کتابخانه یگانگی، درمانگاه یگانگی، مهدکودک پرورش، سازمان پذیرایی و …) ادامه خواندن انجمن زرتشتیان تهران(۲)

انجمن زرتشتیان تهران(۱)

گذشته:

انجمن زرتشتیان تهران، یکی از سازمان­های مردم نهاد با سابقه در ایران است. انجمن یکی از موفق­ترین سازمان­هایی است که در تاریخ زرتشتیان به شدت تاثیرگذار است. مهمترین جالبی انجمن، انجمنی بودنش است!

انجمن زمانی جایگاه بزرگان زرتشتی ایران بود. افرادی که پیشوند ارباب داشتند. در واقع انجمن یک آینده­نگری درازمدت برای آنها بود. (می­توان گفت یک نوع مجلس اعیان بود. واقعا جالب است که این افراد می­توانستند دور یک میز بنشینند و حرف همدیگر را گوش بدهند!) آینده­نگری از اینکه همیشه خودشان زنده نیستند و دیگران جایشان را می­گیرند و نباید مدرسه و … و البته تفکری که برای آینده جامعه زرتشتی داشتند از بین برود. ادامه خواندن انجمن زرتشتیان تهران(۱)

خشک شدن دریاچه ارومیه، تمرین مواجه با گرم شدن زمین!!!

فکر نکنید که ما همیشه آدم های دقیقه نودی هستیم. مثلا همین موضوع برنامه مناظره که دو هفته پیش برگزار شد. این که موضوع یک برنامه پر مخاطب تلویزیونی این دریاچه است به این دلیل نیست که اوضاع خیلی حاد شده است و دیگر مشکل دریاچه قابل حل نیست. مثلا این گفته دکتر کردوانی که گفته کار دریاچه ارومیه دیگر از کار گذشته است، نقدهای فراوانی را داشت. هنوز نزدیک به یک سوم مساحت دریاچه باقی است. الان شوری آب های زیرزمینی نزدیک به دریاچه فقط باعث شده است تا چند روستای نزدیک به آن تخلیه شود. هنوز مردم تهران گرد و غباری را می خورند که ناشی از بی تدبیری مدیران محیط زیست عراق است و نمک این دریاچه توسط باد فقط به چند روستا و شهر نزدیک دریاچه می رود و هنوز به شهرهای بزرگ نرسیده است.
پس هنوز فرصت آنقدر هست که بنشینیم سر صبر و حوصله اوضاع دریاچه را بررسی کنیم و ببینیم مردم آذربایجان غربی مقصرند، یا شرقی یا کردستان. بنشینیم حساب و کتاب کنیم مردم اردبیل چقدر آب لازم دارند که هر چه اضافه آمد بر داریم بریزیم توی دریاچه ارومیه. اینجور کارها هم که سابقه درخشانی در کشور ما دارد. مگر آب زاینده رود را نبردیم یزد. چرا باید آب اضافی زاینده رود برود توی یک باتلاق تبدیل شود به سوسک و پشه؟ تازه آنقدر خوب نیازسنجی شد که هم حساب توسعه شهر اصفهان شد و هم فکر زمان هایی که خشکسالی می شود. در مورد ارس هم می شود همین کار را کرد. اینقدر که آب دریای خزر را می دهیم به همسایگان شمالی بس شان است دیگر. آب ارس را می خواهند چه کار؟
به هر حال هنوز فرصت باقی است تا دریاچه ارومیه را به وضعیت چند سال پیشش تبدیل کنیم. تا گردشگران داخلی و خارجی بیایند آنجا و کلی خوش بگذرانند. حالا اگر دریاچه هم به شکل قبلش در نیامد مشکلی نیست. کویر نمک هم جاذبه های دیدنی زیادی دارد. چند سال دیگر می توان گردشگران را به ارومیه و شهرهای اطرافش برد و به آنها نشان داد که یک زمانی مردم این منطقه به چه سختی هایی کشاورزی می کردند. آب شور را از دل کویر بیرون می آوردند و با آن گندم و جو می کاشتند. تازه هر روز هم مجبور بودند تا نمک هایی که بر روی خوشه های محصولاتشان نشسته را جمع کنند.
تازه می توان نوعی گرذشگری جدید راه انداخت که مردم بیایند و توانایی های بشر را ببینند. ببینند که انسان چه موجود توانایی است و می تواند حتی جغرافیای طبیعی یک منطقه را تغییر دهد تا اگر خدای ناکرده هنوز خودشان بلد نیستند، این کارها را در کشور خود هم بکنند.
با آنکه بیشترشان به نوعی بلدند و همین حالا با تمام تلاش دارند قسمت بزرگی از زمین را به دریا تبدیل می کنند تا بشود راحتتر از محصولات دریایی استفاده کرد ولی دیدن عکس این کار هم خالی از لطف نیست تا ببینند چه جوری می شود تا دریایی را به خشکی تبدیل کرد. اینجوری می شود به آن دانشمندها مخالف توسعه ای که هی هشدار گرم شدن کره زمین را می دهند هم فهماند اگر یک روزی بخشی از زمین اشتباهی رفت زیر آب، می شود از تاکتیک عکس آن استفاده کرد! البته از این جور نمونه ها کم نیست. هامون یکی از آنها است که خیلی راحت می شود از آن تقلید کرد.

دخالت یا توجه؟

یکی از موضوعاتی که همواره انسان ها را به خود مشغول می کند، رفتار دیگران است. ما همیشه نسبت به رفتار و گفتار دیگران توجه می کنیم، چرا که بدون وجود این انسان ها نمی توانیم زندگی کنیم و این توجه تنها از روی حسد، غیبت و نوعی فضولی مطرح نیست. این کار نشاندهنده اهمیت داشتن انسان های دیگر در زندگی ما است.

هر چیزی اما مرز دارد. گاه این دخالت ها، دخالت در حریم خصوصی انسان های دیگر است. شاید مهمترین معیار برای این موضوع این است که آیا این توجه ما، ما را از خود بی خود نمی کند؟

چندی پیش در خطوط اتوبسرانی برای رسیدن به ایستگاه وسط خیابان، داشتم می گذشتم و قدم زنان در طول این خطوط راه می رفتم که البته بی قانونی است. از سمت روبروی من هم فرد دیگری داشت راه می رفت. هر دو در طول این خطوط و به سمت یکدیگر و ایستگاه در حال راه رفتن بودیم که متوجه اتوبوسی شدم که به وی نزدیک می شد. با اشاره وی متوجه شدم که اتوبوس دیگری پشت من حرکت می کند. به هر حال هر دو به یکدیگر اخطار دادیم و با ترمز اتوبوس ها جان به در بردیم. این نمونه جالبی بود برای توجه کردن به دیگران در حالی که به خود توجه نداشتیم!