در قسمت قبل، تاریخچهای از انجمن و ساختار آن مطرح شد. در این نوشته به این موضوع میپردازیم که مشکلات فعلی انجمن چیست و الویتهای گردش آینده انجمن چه باید باشد؟
تغییر ساختار انجمن
ساختار انجمن زرتشتیان تهران در ۳ دهه اخیر تفاوت چندانی نکرده است. میتوان انجمن را به ۳ بخش متفاوت تقسیم کرد. هیات مدیره، دبیرخانه و موسسات وابسته(کتابخانه یگانگی، درمانگاه یگانگی، مهدکودک پرورش، سازمان پذیرایی و …)
هیاتمدیره انجمن، گروهی ۲۱ نفره هستند که به صورت افتخاری به عضویت انجمن در میآیند. آنها مطابق اساسنامه نمیتوانند مستاجر، کارمند و یا به طور کلی ذینفع تصمیمات انجمن باشند، حقوق بگیرند و یا بابت کارهایی که در زمان فعالیت خود انجام دادهاند دستمزد یا پاداش بگیرند. با این شرایط تقریبا بیشتر مسئولیتهای انجمن بر دوش آنها است. لازم است موضوعات ریز و درشت جامعه را زیر نظر داشته باشند، بابت مشکلات تفکر کنند و تصمیمسازی کنند و تصمیم بگیرند و آن تصمیم را انجام بدهند. از ساخت و ساز گرفته تا حتی برگزاری یک جشن ساده. در چند گردش اخیر، افراد مختلف هیاتمدیره هماهنگ کننده برگزاری جشنهای مختلف بودند است، به وضعیت مدارس میرسیدند، ساخت و سازها را پیگیری میکردند، در میان مردم حضور پیدا میکردند و نظرات آنها را میشنیدند و البته به کار و فعالیت حرفهای خود نیز میپرداختند. مصاحبههای هموندان گذشته انجمن، همگی تاییدی بر فعالیتهای متنوع انجمن است به همین دلایل بسیاری از افراد ترجیح میدهند زمان بازنشستگی خود را در انجمن سپری کنند. مشخص است که با این شرایط تا چه میزان هیات مدیره کارآیی دارد.
موسسات وابسته به انجمن، از آنرو که هدف و برنامه مشخص و کارمندان مخصوص به خود دارند، میتوانند فعالیتهای خود را به خوبی اداره کنند، ولی این موسسات نیز در سیاستهای کلان و برنامهریزی نیازمند تصمیماتی هستند که هیاتمدیره میگیرد ولی لازم است تصمیمسازی توسط خود آنها صورت بپذیرد، که گاه این کار انجام میشود و گاه به دلایل مختلف صورت نمیپذیرد.
دبیرخانه انجمن، بازوی اجرایی انجمن است. در حالی که میتوان امید داشت تصمیمسازیها، نظارت و پایش و بسیاری از کارهای دیگر در دبیرخانه صورت بگیرد ولی از آنجا که هیاتمدیره خود را بالاتر از آنان میدانند، این نقشها در دبیرخانه چندان جدی گرفته نمیشود و عملا تنها به روزمرگیها رسیدگی میشود.
انجمن با شرایط کنونی عملا گرفتار رویدادها است. رویدادهایی که در بهترین حالت چند ماه قبل برایشان برنامه ریخته میشود. در سالهای اخیر موضوع تقویت دبیرخانه انجمن، به صورتی که در زمینههایی حق اعمال نظر داشته باشند برای این موضوع پیشنهاد شده است. راهکار مناسبی که البته یک شبه قابل انجام نیست. راهکار پیشنهادی دیگر، برون سپاری برخی از کارها به سازمانهای دیگر است. به عنوان نمونه میتوان برگزاری بیشتر جشنها را به سازمانهای دیگر تهرانی سپرد، کاری که گردش ۴۱ آغاز کرد ولی به دلایل مختلف نتوانست آنرا به خوبی اجرا کند. از سوی دیگر اداره بخشی از اماکن انجمن میتواند توسط گروههای دیگر اتفاق بیافتد، مثال خوبی از این راهکار، خانه سالمندان و یا خانه فرهنگ و هنر است. ولی مشخص بودن حیطه اختیارات آنها و چگونگی ارتباط آنها با انجمن و نقش نظارتی انجمن حیاتی است، چرا که از سویی انجمن، نماینده زرتشتیان است و از سوی دیگر نباید آنقدر دخالت کند که مخل فعالیتهای آنها باشد.
پژوهش و برنامهریزی:
انجمن زرتشتیان تهران، برای آنکه از روزمرگیها جدا شود و بری آنکه بتواند برای مشکلات شناسایی شده جامعه چون مهاجرت، کاهش جمعیت، اشتغال، اعتیاد، بهبود وضعیت مدارس و البته موقوفات مختلف راهکار ارایه دهد و آنها را اجرا کند، نیازمند پژوهش در بهترین گزینههای موجود است. گردشهای پیشین با توجه به این موضوع، پیشنهاد برگزاری اتاق فکر را دادند، حرکتی که شایسته تقدیر بود ولی به دلایلی چون تخصصی نبودن و عدم اعتماد متقابل بین شرکتکنندگان و هیاتمدیره، عملا تصمیمات شایستهای در آن گرفته نشد. پژوهش و برنامهریزی باید یک موضوع مستمر در انجمن باشد و برگزاری نشستهای اتاق فکر تنها بخشی از این جریان است. وجود گروههایی که بودجه تحقیقاتی داشته باشند و به صورت حرفهای موضوعات جامعه را رصد کنند و برای آنها راهکار ارایه دهند بخش دیگری از این کار است. البته اعتقاد هیات مدیره موضوع پژوهش ضروری است وگرنه هر قدر این پژوهشها مفید باشد ولی تصمیم اجرایی از آن بیرون نیاید، بی فایده است.
انضباط مالی و بودجهریزی:
سیستم مالی انجمن نیز به مانند دچار روزمرگی است. توجه به میزان نقدینگی انجمن بدون شک مهمترین بخش در اجرا و یا تصمیم گیری است. در صورتی که پول کافی برای فعالیتی در نظر گرفته نشود بدون شک غیرقابل اجرا است. از این رو اختصاص بودجه و توجه به آن در تمامی تصمیمگیریها یک ضرورت است.
از سوی دیگر درآمدهای انجمن محدود است و با توجه به سیاستهایی چند سال اخیر، بخش عمدهای از درآمدهای به حق انجمن، برای حفظ سرمایههای جامعه زرتشتی، دریافت نشده است. توجه به این موضوع و برنامهریزی برای درآمدهای جانشین و البته تلاش برای دریافت درآمدهای گذشته، میتواند یکی از مفیدترین اقدامات انجمن باشد.
بازگرداندن اعتماد مردم به انجمن:
هیات مدیره انجمن زرتشتیان تهران، نماینده هموندان و همکیشان تهرانی است. هر اقدامی که بخواهند انجام دهند نیازمند پشتیبانی مردم برای تصمیمگیریهایشان است. در واقع مهمترین مشکل انجمن در سالهای اخیر از دست دادن این اعتبار مردمی است. میتوان در چشماندازهای بزرگتر بخش عمده ای از مشکلات جامعه زرتشتی را به خاطر از هم گسیختگی جامعه دانست. در صورتی که این اعتماد به دست نیاید، درآمدهای سرشار، سرمایههای مردمی، مدارس و … کم ارزش هستند. چرا که این جامعه زرتشتی است که باید از این امکانات استفاده کند.
تقویت روابط عمومی انجمن، راهکاری برای این موضوع است. ولی تعریف روابط عمومی تنها انتشار اخبار و اطلاعیه نیست. نشریه داخلی، پیامک، سایت اطلاعرسانی و… همه ابزارهای یک روابط عمومی هستند ولی تمام وظایف آن نیست. روابط عمومی یک سازمان موظف است تا کاری کند که ذینفعان و مشتریان یک سازمان، سازمان را در زندگی خود مفید و با ارزش بدانند. برای این منظور لازم است نخست کارهای مفید صورت پذیرد و در ادامه آن کارها اطلاع رسانی مناسب شوند وگرنه تنها تبلیغ کردن مفید نیست.
موضوع روابط عمومی در انجمن حداقل ۵ جنبه مختلف دارد. انجمن و هیات مدیره، انجمن و کارمندان، انجمن و همکیشان، انجمن و سازمانهای زرتشتی دیگر، انجمن و سازمانهای غیرزرتشتی.
در بخش انجمن و هیات مدیره، هیات مدیره به عنوان نمایندگان جامعه زرتشتی باید اعتماد کافی بین خودشان و انجمن داشته باشند. تبلیغات مثبت و منفی هیات مدیره، بسیار موثرتر از هر تبلیغ دیگری در بین همکیشان است. به عنوان نمونه چنانچه تصمیمی در هیات مدیره گرفته شود که مطابق میل چند تن از آنها نباشد، نباید از آن تصمیم در میان مردم بدگویی کنند. حرکتی که متاسفانه در سالهای اخیر بسیار دیده شده است. گاه در مجمعی پیش و بیش از هر کدام از شرکت کنندگان یکی از اعضای هیات مدیره شروع به نقد انجمن میکند. البته هر فردی اجازه نقد دارد ولی این نقد، نباید سبب تخریب چهره انجمن شود. برای این موضوع باید راهکارهایی دیده شود تا هیات مدیره به خوبی بتوانند حرفهای خود را در جلسات هیات مدیره بزنند و پاسخ درخور دریافت کنند.
از سوی دیگر کارمندان انجمن، به عنوان افرادی که قرار است فعالیتی برای همکیشان انجام دهند، لازم است تعلق خاطر داشته باشند تا بتوانند کارهای مناسب و درخوری را انجام دهند. انجمن در این بخش نیز دچار مشکل است و گاه حتی خود این مشکل را دوچندان میکند. در سالهای اخیر خبرهای مختلفی چون نصب دوربین، اعلام عمومی زیان دهی بخشهایی از انجمن و .. را میتوان دید که به نوعی این مشکل را نشان میدهد. بسیاری از این حرکتها باعث افت کیفیت کاری کارمندان انجمن شده است و به تبع آن نارضایتی همکیشان از انجمن.
در بخش ارتباط با همکیشان، روابط عمومی باید از سویی حرفها و مشکلات مردم را بشنود و آنرا به هیات مدیره اعلام کند و از سوی دیگر راهکارهایی که برای این مشکلات در نظر گرفته شده است را به خوبی به آنها اطلاع برساند. برگزاری جلسات نقد و پرسش، رسیدگی به صندوق انتقادات و پیشنهادات، مطالعه مستمر خبرهای مختلف و در ادامه اطلاع رسانی از راههای گوناگون، بخشی از کارهایی است که در این زمینه بایستی انجام پذیرد.
انجمن از سوی دیگر بایستی ارتباط مناسب با سازمانهای زرتشتی دیگر داشته باشد. این ارتباط برای برنامهریزی مناسب برای جامعه ضروری است. به عنوان نمونه واسپاری برگزاری جشنها به دیگر سازمانها نیازمند این نوع ارتباط است. از سوی دیگر میتوان با ارتباط با انجمنهای زرتشتی خارج از ایران، ارتباط حداقل بخشی از جامعه زرتشتی مهاجر را با سرزمین خود نگه داشت. موضوعاتی که میتوان گفت تقریبا به طور کامل به فراموشی سپرده شده است.
انجمن زرتشتیان تهران، خواه ناخواه، با سازمانهای غیرزرتشتی مختلف در ارتباط است. بیشتر این ارگانهای دولتی انجمن را به عنوان نماینده جامعه زرتشتی می شناسند و نامهنگاریهای مختلفی میکنند. از سوی دیگر تهمتهایی به جامعه زرتشتی زده می شود که گاه نیازمند پاسخ است و لازم است در این زمینه انجمن با نماینده زرتشتیان، همکاری داشته باشد.
پی نوشت: بدون شک اینها نظرات شخصی من است و می تواند درست و یا اشتباه باشد و نیازمند نقد شما است. این نظرات نیز حتما یک دفعه به وجود نیامده است و بخش بسیاری از آن را می توان در نوشته های دیگران خواند و یا شنید.